۶ماه از ازدواج جنجالی من وهمسرم گذشت گذر زمام برای هردونفرما مث برق وباد گذشت دیشب با همدیگه صحبت میکردیم وبه شتاب لحظه ها فکر میکردیم وبه اینکه هر چی به جلوتر میریم عشق ما دونفر به همدیگه بیشتر میشه یادمه اون اوایل خیلی سروکله همدیگه میپریدیم وقهر هم میکردیم ولی خدا روشکر به حرفهایی که بین همدیگه زدیم ما چیزی به اسم دعوا وقهر توزندگیمون نداریم همدیگه رو کاملا درک میکنیم شاید باورتان نشه بطور خیلی عجیبی از خواسته های قلبی یکدیگه در ان واحد باخبریم مثلا اگه من احساس کنم که الان نیاز به یک کتاب شعر دارم که بخونم جلوم حی وحاضره ومتقابلا من هم تمام سعیم اینه که اینگونه باشم.

باهم یک قرار گذاشتیم اگه دعوامون شد واگر قهر کردیم برای رفع ان پیشدستی کنیم وهمدیگه رو ببوسیم این قرار تو زندگی ما نتیجه داشته بحث های جدی میکنیم اما همینکه قهر کردیم به یاد قرارمان میافتیم وخنده میزنیم.

همیشه از خدام میخواستم که عشق وعلاقه توی همه خونه های ایرانیها باشه